|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
ای تنها ستاره شبهای تار من ای موج آرام دریای محبتم ای گل خوشبوی گلستان زندگی ام ای نازنین و بهترین مونس و همدمم ای کسی که وقتی پر از غم و دردم فقط تویی غمخوار من ای تنها طبیب دل بیمار و دیوانه ام ای آرام بخش روح و روانم ای تنها تکیه گاه تنهایی هایم زندگی را با تو دوست دارم و زندگی را با تو زیبا می بینم تو تنها دریچه ای هستی که زندگی را می توان از آن زیباتر دید زندگی با تو خیلی قشنگه زندگی با تو خیلی دوست داشتنیه
تو را دوست دارم و می خواهم همواره با من باشی ای تنها غمخوار من تولدت مبارک ، تولدت مبارک
|
||
|
|
|
|
|
یک لب هزار تا خنده
هزار برگ برنده وای که چه شاده دلم مثل دل پرنده تو اوج ناامیدی ، بازم جای امیده سپیدی بر سیاهی همیشه روسفیده دنیا به کام ما شد ، قرعه به نام ما شد کبوتر قلبه اون آخر به دام ما شد
اونکه یه روزگاری ، فقط تو خواب می دیدم باور من نمیشه امروز بهش رسیدم ای دل پر از نیازی ، بگو به چیت می نازی منو دیوونه کردی ، خودتو چه زود می بازی
وای که درون سینه ، چه های و هویی کردی ای دل ساده من ، از کاهی کوهی کردی وقتی به چشم عاشق ، خورشید پَسه یه ابره اینو بدون همیشه ، چارش یه ذره صبره اونکه یه روزگاری فقط تو خواب میدیدم باور من نمیشه امروز بهش رسیدم
|
||
|
|
|
|
|
بارونی بارونی ، دلم کویر لوته قسم بزرگ من ، قسم به تار موته دلم می خواد که خورشیدو از آسمون بیارم یه وقت نگی که من تو رو یه دنیا دوست ندارم دلم می خواد که مهتاب و بیارم تویه خونه شب و با تو سحر کنم ، اما چه عاشقونه
بارونی بارونی ، دلم کویر لوته قسم بزرگ من ، قسم به تار موته ببار ببار رو تن خستم، از عشق سیرابم کن با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن
ببار ، ببار کویر لوتم ، کولاکی سیلابم کن بیا منو با تب عشقت ، بیتاب و بی تابم کن بارونی بارونی ، دلم کویر لوته قسم بزرگ من ، قسم به تار موته پردیسم می خوام عشقت مثل یه نسیم خنک بدن و صورتمو نوازش کنه
دوستت دارم
|
||
|
|
|
|
|
عشق را دوست دارم ،
|
||
|
|
|
|
|
چکار کنه این عاشق خجالتی
با تو می خواد بشینه پای صحبتی می خواد بگه دوستت داره روش نمیشه یه لحظه یاد تو فراموش نمی شه
دوستت دارم رو تویه چشماش بخون اسم قشنگتو رو لبهاش بخون اگه نگفته با تو از راز دل از لابه لای همه حرفاش بخون
|
||
|
|
|
|
|
دیوونه ئ نگاهت شدم عاشق خنده هات شدم جونی برای گریه هات من خاک زیر پات شدم تو اون فرشته ئ خدا که اومدی از قصه ها اون که از اولین نگاه عشق رو با من کرد آشنا
نرو،نگو نمی شه بمون برای همیشه
نگو که شاید، باید جدا شیم نگو نمی شه ،من و تو ما شیم نگو که شاید قسمت همین بود که با سکوت شب آشنا شیم نگو شکستی ، عهدی که بستی به اون خدایی که می پرستی نگو که تنها ، گل بهارم فقط تو بودی ،فقط تو هستی.... نرو ، نگو نمیشه بمون برای همیشه ، برای همیشه
تقدیم به هر کس که عشق را با جان و دل دوست دارد |
||
|
|
|
|
|
با بمون عشق من ، بی تو نمیشه زندگی آسمونم سیاه میشه ، اگه از عشق برام نگی همیشه و همیشه ، می خوام تو زندگیم باشی با همه ئ سادگیهات ، رفیق خستگیم باشی قشنگترین مهربونی تو اون نگاه پاکته درد منو خوب میدونی ولی چشمات چه ساکته
حرفی از عاشقی بزن تا بدونم با منی همدل و همدمم تویی ، قلب منو نمی شکنی بیا تا با هم بمونیم دریایه آبی باشیم تو شعله های عشقمون همیشه آفتابی باشیم بیا آفتابی باشیم ، بیا آفتابی باشیم
|
||
|
|
|
|
|
عشق ، یعنی دل رو به دست تو سپردن عشق ، یعنی غصه ی دنیا رو نخوردن عشق ، یعنی تو باغ اون چشمایه سبزت دل را تا چشمه سار مهربونی بردن قاصدک آرزوهای من تویی ، تو عشق پر از مهر و وفای من تویی ، تو
بیا تا با همدیگه زندگی رو آغاز کنیم دو تا کبوتر بشیم و رو ابرا پرواز کنیم عشق تو تویه قلبمه اسم تو روی لبها خاطره ای بهتر از این تو دنیا من نمی خوام عشق یعنی عشق من به پردیس
قربانی نگاههای پر از عشق تو ترانه
|
||
|
|
|
|
|
امروز یکی از روزهای اولین ماه از فصل تابستان است و من در حال خواندن آخرین کتاب درسی دانشگاهی برای امتحانات پایان ترم بهارم هستم . در حالی که مشغول تند تند خواندن مطالب کتابم و همه سعیم اینه که زود این کتابو تمومش کنم و خوب یاد بگیرم ناگهان نگاهم به پنجره اتاق افتاد . منظره بسیار زیبا و شاعرانه ای را شاهد بودم . رفتم پنجره را باز کردم تا هوایی تازه کنم آخه خیلی هوا خنک شده چونکه از دیروز آسمون در حال باریدن بوده و زمین اینجا رو کاملا خنک کرده و خلاصه کنم یه هوایه بهاری را برایمان به ارمغان آورده . مه غلیظی هم در اطراف این شهر هاله زده حتی کوههای اطراف شهر نیز دیده نمیشه و در این بین سکوتی تمام شهر را فرا گرفته. اکثر مردمان سعی می کنند در خانه باشند و این هوای خوب را در کنار خانواده خوش بگذرانند. منم از یک سو اضطراب امتحان فردایم را دارم و از سویی دیگر دلتنگ پردیسم شدم با اینکه با هم بودیم اما خیلی دلم می خواست اینجا بود و شاهد این مناظر زیبای شاعرانه بود . هر چه سعی کردم تمام هواسم را روی درسم بگذارم اما این صدای شرشر آب باران باز مرا وسوسه ی طلب یار کرد و خدایا چه سخت است که دل در طلب یار باشد و یار دور از دل ، و چه دردی دارد این دوری و فاصله ها ، الان دلم می خواهد فضایی را برای یگانه همدمم توصیف کنم که مرا بیش از پیش تشویق به نوشتن نموده می خواهم احساس کنم با هم شاهد این مناظر بودیم و من تنها نبودم . رفتم در آشپزخانه یه لیوان آب بخورم و با همون لیوانم رفتم سمت پنجره از دور درختهای همسایه را می دیدم که از هر برگشان قطره های باران به برگ پایینی می چکید تا به زمین می رسید . همه جا خیس و مرطوب شده بود ، کرم ها سر از خاک بیرون آورده بودند ، دریا طوفانی شده و موجهای سنگینش را به ساحل می کوبد به طوری که از این دور به راحتی می توان صدای امواج را شنید ، ساعتها با آن لیوان آب از این پنجره به آن پنجره رفتم تا از همه جهت بارش باران را ببینم ، از سمت خانه همسایه پشتی عطر پخت کیک می آید تازه بچه هایش از راههای دور برگشتن و در کنار هم جمع شدن و مادر با چه شوقی برایشان کیک می پخت ، مرغ عشق حیاط خانه ی یکی از همسایه ها شروع به آواز خواندن کرده و در این باران صدایش فضا را دل انگیز کرده ، به کوچه ی خلوتمان می نگرم هیچکس در کوچه نیست ، چیزی که مرا جذب این ککوچه کرده صدای متفاوت باران بود همه جا شرشر بود اینجا تیک تیک شده همینطور از شنیدن این صدا لذت می بردم و در فکر تو بودم که صدای پایی به گوشم رسید جلوتر رفتم و دیدم چتری سفید در حال حرکت است که زیر آن چتر یک زوج جوانی مشغول صحبت بودن ، وای که چه صحنه زیبایی بود ، دیگر درس خواندن برایم کاری غیر ممکن شده بود و تمام فکرم سمت تو آمد دلم می خواست کنارم بودی و لذت این لحظات را برایم دو چندان می ساختی . تو در آن سوی دوردست ها زیر حرارت آفتاب سوزان در هوای گرم اوقات خود را می گذرانی و من خیلی خیلی دلم می خواست که این هوا را به تو هدیه کنم . پردیسم بی تاب لحظات باتوبودنم و دیوانه وار منتظر به تو رسیدنم ، ای خدای بخشنده و مهربان مثل این قطرات باران بر پردیسم موفقیت و سلامتی همراه با شادکامی ببار . بعد از نوشتن پاره ای از حرفهایم کمی دلم آرام گرفت و می توانم روی درسم تمرکز کنم و امیدوارم این آخرین امتحانم را به خوبی تمام کنم و از فردا با خیالی آسوده با تو باشم ای مهربانترین شنونده حرفهایم و صبورترین مونس تنهایی ها و غم هایم . |
||
|
|
|
|